مانده ام مانند آن یکدانه نخ سیگار، در پاکت
منتظر تا بر کشد یک شعله ام بر دار در پاکت

مثل یک ساقه طلایی با دلی خرد و شکسته
یکه و جا مانده و تنها و بی مقدار در پاکت

عمر خود را کرده ام مصروف این امید واهی که
کی بیآید یک خبر، یا نامه ای از یار، در پاکت

گوشه ای از درد دل را خواستم بهرش فرستم
جا نمیگردد ولی هفتاد من طومار در پاکت

می نویسم چند خطی را به خون و اشک دیده
میگذارم با دلی خون، نامه ای نمدار در پاکت